روشنا گاه

گام های روشن به سوی آگاهی

کتاب نبرد قدرت در ایران

  • علی کهن مو
  • دوشنبه ۲۹ آذر ۰۰
  • ۲۱:۱۰

کتاب‌دوست، قسمت سوم

🔹‌نام کتاب: نبرد قدرت در ایران
🔸نویسنده: محمد سمیعی
🔹نشر نی
🔸سال انتشار: ۱۳۹۶

 

کتاب نبرد قدرت در ایران با معرفی علی کهن مو

 

یک کتاب جامع و مفید برای فهم چگونگی به قدرت رسیدن روحانیت و سیر تاریخ معاصر ایران تا انقلاب.

گروه‌ها و نیروهای سیاسی موثر در ایران در هر دوره به خوبی معرفی میشن؛ به همراه مثال‌های واضح و جالب از ویژگی‌های هر گروه و اتفاقات مهمی که رقم میخوره.

به این‌ها اضافه کنید نگاه غیرمتعصبانه، چندجانبه و نظریه‌پردازانه نویسنده در تحلیل وقایع که رنگ علمی خوبی به اثر میبخشه.

 

لطفا برای مشاهده فیلم معرفی این کتاب، به پست اینستاگرام بنده مراجعه کنید:

https://www.instagram.com/p/CXS_K9it0Ki


شما نظرتون چیه؟! چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟

به مناسبت روز پژوهش

  • علی کهن مو
  • يكشنبه ۲۸ آذر ۰۰
  • ۲۰:۱۳

پژوهش دنبال کردن یک سوال تا رسیدن به پاسخ آن است. سوالی که از دل مشکلات جامعه، ذرات ریز نادیدنی، بدن پر رمز و راز انسان، کره زیبای زمین، عمق کهکشان‌ها، گوشه‌های ذهن آدمی یا ... جلوه کرده و پژوهشگر را کنجکاو می‌کند که جوابش را بیابد.

پژوهش لذت بردن از مسیر است و چشم امید داشتن به آینده که همان پاسخ باشد. شاید این پاسخ گرهی از کاری بگشاید، شاید زندگانی ما را چشم‌نوازتر و آسوده‌تر کند.

پژوهشگر «آدم» است؛ نیاز به بودجه دارد، نیاز به انگیزه دارد، نیاز به آرامش نسبی دارد، نیاز به محیط مساعد دارد، نیاز به مسئولان حمایت‌کننده دارد، نیاز به همکاران و راهنمایان خوب دارد، و نیاز به درک متقابل جامعه دارد.

جامعه باید بداند که پژوهش امری بسیار مهم است؛ چراکه در هر حوزه‌ای دنبال مشکل می‌گردد تا آن را حل کند. اگر او نباشد گام اول حل مسئله برداشته نمی‌شود.

پژوهشگر نسبت به چاله‌ها و چاه‌ها بی‌تفاوت نیست؛ بلکه دلسوز است. و در کنار دلسوزی، مطلع است. می‌داند که از چه طریق دنبال حل مشکل برآید. گرچه خطا دارد اما سعی دارد از مهارت و علمش خوب استفاده کند. نمی‌خواهد مثل برخی، برای درست کردن خم ابرو، چشمی را کور کند.

پژوهشگر هم باید بداند که محور کارش به معنای واقعی کلمه بهتر است پژوهش بماند. پول، شهرت و مقام خطر آلوده‌کنندگی دارند و این آلودگی چه بسا پاسخ واقعی سوال را بپوشاند. پس یک هنر پژوهشگر این است که کارش را پاکیزه نگه دارد.

دیگر این که پرسش‌های منتظر پاسخ، زیادند اما همه اولویت و فوریت یکسان ندارند. هنر دیگر پژوهشگر همین است که خوب مسائل مهم را انگشت بگذارد و وقت خود را چنان مدیریت کند که صرف موثرترین‌های حوزه پژوهشی‌اش شود.

و باز،
روز پژوهشگر بر همه اهالی راستین پژوهش مبارک

طب اسلامی

  • علی کهن مو
  • چهارشنبه ۵ آبان ۰۰
  • ۱۹:۲۱


نتیجه نظرسنجی اولیه در اینستاگرام من نشون داد که نظرات درباره طب سنتی بسیار مختلفه. بعضی عزیزان اون رو قبول دارند و بعضی باهاش مخالفند. با توجه به رسم «اعتدال طلبی»م (!) گزینه ای هم گذاشتم برای دوستانی که فکر میکنند هم خوبی داره هم بدی.

نظر شخص خودم اینه که باید طب اسلامی رایج رو از طب سنتی ایران جدا دونست. طب اسلامی غالبا بر اساس یک سری روایات هست که بعضی از نظر سند ضعیف هستند (یعنی معلوم نیست واقعا از معصوم باشند) و جزئیات و ترکیب دواهای توصیه شده و شرایط استفاده دقیق مشخص نیست.

 

طب اسلامی



طب سنتی نگرش‌ و روش‌هایی هست که حکما و اطبای ایرانی در دوران گذشته به کار می‌بردند و تو کتاب‌هاشون توصیه می‌کردند؛ مثل ابن سینا، رازی، حکیم جرجانی و ... . در واقع در تاریخ اسلام و ایران، طبیبان بزرگی بودند و آثار خوبی به جای گذاشتند. یعنی در پیشرفت علم پزشکی سهیم بودند. این با روایات و احادیث پیامبر و امامان درباره سلامت فرق میکنه.


ضمن این که طب علم تجربی هست و باید با روش‌های تجربی، یعنی مشاهده دقیق و آزمایش و مطالعه روش‌مند پیش بره. طب‌های سنتی ایران، چین، هند و ... هم باید با روش‌های دقیق و پیشرفته نوین ادعاهای خود رو محک بزنند. اگه طب اسلامی قراره زیرمجموعه طب‌های سنتی قرار بگیره باید این طوری مورد تحقیق قرار بگیره.

همین طور وقتی ما اصطلاح طب اسلامی رو به کار می‌بریم، هم «طب» ش مشکل داره، هم «اسلامی» ش. چون طب به عنوان علم باید مجموعه‌ای منسجم با اصول و ضوابط باشه، نه گفته‌های پراکنده و ناکامل. لقب «اسلامی» ش مشکلش اینه که به خاطر علایق دینی مردم ما میتونه موجب سوءاستفاده بشه و اصلا معلوم نیست آیا خود معصوم خواسته چنین طب مستقلی مطرح بشه یا خیر.

مشکلاتی به خاطر کارهای بعضی مدعیان و سودجویان طب اسلامی به وجود اومده که باید ازش جلوگیری بشه. بعضی از مراجع و علمای دینی هم طب اسلامی رو صحیح نمی‌دونند. و بعضی دیگه هم معتقدند چنین چیزی هست ولی باید ضابطه‌مند و با اجتهاد و از طرف اهلش باشه.

طب سنتی ایرانی هم متخصصان دانشگاهی خودش رو داره که میشه به اونها مراجعه کرد، نه به هر مدعی. البته که طب سنتی ایران مجموعه‌ای غنی هست، طبیبان بزرگی در تاریخ مون داشتیم و باید بررسی‌های بیشتری روش صورت بگیره ولی هم تحقیق و هم تجویز روش‌هاش برعهده متخصصان هست. نویدبخش این که بعضی از داروها و روش‌های درمان سنتی موفق بوده و الان به طور علمی و قانونی داره به کار میره. کشورهای چین و هند هم دارن از طب سنتی‌شون بهره میبرن.

 

کتاب دنیای سوفی

  • علی کهن مو
  • پنجشنبه ۱ مهر ۰۰
  • ۱۰:۵۶

نام کتاب: دنیای سوفی

نویسنده: یوستاین گاردر

مترجم: مهدی سمسار

نخستین سال انتشار: 1991

کتابی خواندنی برای عزیزانی که به تفکر و فلسفه علاقه دارند، البته از نوع ساده شده اش.

گاردر استاد فلسفه و تاریخ عقائد در دانشگاه های نروژ بوده و نویسنده چند رمان است. اما این اثر او بسیار محبوب شده و در سراسر دنیا به ترجمه و انتشار بسیار رسیده است.

 

کتاب دنیای سوفی

 

سوفی دختر محوری این رمان است که همراه مادرش زندگی می کند و پدر خانواده از آنها دور است. یک روز، نامه عجیبی از ناشناسی به او می رسد که در آن فقط نوشته «تو که هستی؟»؛ یعنی یک سوال فلسفی را از سوفی می پرسد. بعد آن، اتفاقات جالبی رقم می خورد.

لا به لای این داستان، درباره افکار و عقائد متفکران و فلاسفه بزرگ تاریخ غرب، از دوران یونان تا معاصر می خوانیم. هم با محیط و اجتماعی که در آن زندگی می کرده اند آشنا می شویم، هم با نظرات و نوآوری های شخص آنها. گاهی نویسنده ما را به فضای ذهن آن متفکران می برد و سعی می کند که از چشم آنها به دنیا و انسان نگاه کنیم. سپس ما را به ذهن ساده تر و جوان تر سوفی منتقل می کند و افکاری که او درمورد خود و زندگی اش دارد (و هر کسی ممکن است در خلوت به آن ها بیندیشد) را مطرح می کند.

پرسش های دختر و پاسخ های عالمانه ای که دریافت می کند، سبکی شیرین و آگاهی بخش به رمان می بخشد. سراسر کتاب ما را به اندیشه عمیق تر وا می دارد. و همین طور ما را تشویق می کند که نگاه دیگری به اطراف و به وجود خودمان داشته باشیم؛ ببینیم چه نکاتی را قبلا توجه نکرده ایم و چه عجایبی در وجود ما و هستی وجود دارد.

خود داستان هم حس کنجکاوی دائمی در خواننده برمی انگیزد. چون تا انتها مشخص نمی شود که قضیه دقیقاً از چه قرار است. گاهی چیزی در صفحات بعد اتفاق می افتد که قبل از آن قابل پیشبینی نبوده است. نویسنده سعی کرده ارتباط روند داستان و توضیحاتش درباره حکما را خوب حفظ کند و به نظر موفقیت آمیز می رسد.

نمی شود گفت که این کتاب برای همه به راحتی قابل فهم است. حکمت و فلسفه را زیاد هم نمی شود ساده کرد؛ چون مفاهیم ظریفی دارند که ممکن است از دست برود. اما برای نوجوانان و جوانان که ذهن باز و پذیرایی دارند، مفید است؛ سنی که سوالات اساسی پرسیده می شود و باید پاسخ قانع کننده ای برای شان یافت. پس گاردر سعی کرده یک رمان خودآموز فلسفه غرب برای جوانان تهیه کند.

کتاب برای آشنایی با جهان غرب نیز مناسب است. چون این تمدن و قدرت علمی و صنعتی که می بینیم قسمتی ریشه در همین اندیشه ها و نظریه ها دارد و از آنجاست که به اینجا رسیده اند.

برای ما که شرقی و ایرانی هستیم، کتاب یک نقص بزرگ دارد و آن کمبود افکار و آثار حکمای بزرگ منطقه ماست که در سیر اندیشه و پیشرفت جهان خیلی موثر بوده اند.

در این کتاب از اسطوره ها، افلاطون و ارسطو، قرون وسطی و رنسانس، عصر روشنگری، دکارت، لاک، هیوم، کانت، هگل، داروین، فروید و حتی سده اخیر مانند بیگ بنگ می خوانیم و می آموزیم و لذت می بریم.

اگر این کتاب را نخوانده اید، پیشنهاد می کنم آن را از دست ندهید. به خصوص برای اواخر سنین نوجوانی و اوایل جوانی خیلی خوب است.

 

کتاب نگاهی به تاریخ جهان

  • علی کهن مو
  • دوشنبه ۲۲ شهریور ۰۰
  • ۱۱:۱۷

نام کتاب: نگاهی به تاریخ جهان

نویسنده: جواهر لعل نهرو

ترجمه: محمود تفضلی

نشر: امیرکبیر

سال نخست انتشار: 1934

 

نگاهی به تاریخ جهان علی کهن مو

 

نهرو از رهبران بزرگ استقلال هند و از طرفداران اصیل گاندی بود. مدت های زیادی به دلیل فعالیت های استقلال طلبانه اش، او را زندانی کردند. در زندان با منابع محدود و شرایط نا مساعدی که داشته است، نامه هایی برای دختر نوجوانش مینویسد و از سرگذشت تمدن ها و ملت ها و افراد برجسته تاریخ برایش میگوید.

چون نامه ها برای یک نوجوان، آن هم دختر خودش بوده، لحن صمیمی و بیان ساده ای دارد. تاریخی که در این مجموعه نامه ها پرداخته شده از اولین تمدن های بزرگ بشر تا سال 1933 (سال نگارش آنها) را در بر میگیرد. البته هر چه جلوتر می آید، با جزئیات و توضیحات بیشتری بیان میشود.

دلایل صعود و افول تمدن ها و حکومت ها، چرایی و چگونگی فرایندهای تاریخی، داستان های خواندنی از انسان های بزرگ، نقش اقتصاد، طبقات و اقشار مختلف مردم، مذهب، سیاستمداران و فرماندهان مشهور همه در این کتاب موجود است.

نهرو از ویژگی های حیرت انگیز برخی ملت ها و گروه ها و اشخاص برای مخاطب مینویسد، کشورها و مردمان را با هم مقایسه میکند، شرح میدهد که چطور ملت ها در هم می آمیختند، چطور حاکمانی بر همسایگان خود می تاختند و چطور سرکشانی بر همان حاکمان می شوریدند، چه افراد جوانمرد یا عدالتخواه، و چه افراد بی رحم یا متعصبی در روزگاران گذشته زیسته اند، چه شد که پایین ترین افراد و اقوام به مقام های بالا رسیدند و چه شد که بعضی ها از اوج سقوط کردند.

او درباره میهن خود، هند، گرم تر و روشنگرانه تر میگوید. هرچه باشد او وطن دوست است و در زمانی این نامه ها را مینوشته که وطنش و همفکرانش در راه استقلال رنج های زیادی متحمل می شدند. روایت او از سرکوب اقتصادی هندوستان به دست استعمار بریتانیا و نقشی که خود مردم ناآگاه و متفرق هند در این انحطاط داشتند کم نظیر است.

به نظر من، او نگاه متعصبانه به هند ندارد و سعی دارد قضاوت های منطقی و بی طرفانه صورت دهد. او این را به مخاطب هم القا میکند که مراقب باشد به دام احساسات نیفتد و با موضوعات عاقلانه برخورد کند و به باطن امور توجه کند.

او نقاط قوت و ضعف هر چیز را رصد می کند و این طور نیست که مثلاً فقط از پلیدی و خونریزی شخصی بگوید اما محاسنش را سرپوش بگذارد.

بعضی تحلیل های اجتماعی-سیاسی او فوق العاده است و خواننده از خواندن آن لذت و از دانستن آن فایده بسیار میبرد. دقیقاً همانچه از یک رهبر مردمی و آگاه انتظارمیرود!

نهرو لا به لای این صفحات، برای عزیزانی که دلیلی برای خواندن تاریخ نمی بینند، و نیز آنهایی که مطالعه را به تاریخ کشور خود محدود می کنند، و هم چنین دوستانی که به علت شکم گرسنه و ساعات طولانی کار و زحمت، رمقی برای مطالعه و تفکر ندارند، حرف دارد!

من به همه «کتاب دوستان» پیشنهاد میدهم که اگر دسترسی و توان دارند، این کتاب سه جلدی را مطالعه کنند؛ به خصوص علاقه مندان به تاریخ، و در درجه بعد سیاست، جامعه شناسی و مذهب شناسی.

 

این روزهای طالبان افغانستان

  • علی کهن مو
  • جمعه ۲۹ مرداد ۰۰
  • ۱۳:۵۶

چند روز گذشته خبر و تصاویر پیشروی های سریع طالبان تو افغانستان منتشر شد و اظهار نظرهای مختلفی صورت گرفت که طالبان خوبه یا بده، دولت افغانستان چه کاره است، ایران چه نسبتی با اونها داره، آمریکا چه کرده و ...

برای آگاهی بیشتر از وضع افغانستان کمی مطالعه کردم و گفت و گوهایی رو دیدم، چند نکته ای که متوجه شدم رو به اشتراک میذارم:

 

طالبان

 

اونچه افغانستان رو مهم کرده بود برای قدرت ها، قبلا بیشتر به عنوان مسیری برای رسیدن به هند و آب های اقیانوس هند بود و بعدتر به عنوان مسیر عبور نفت و گاز و جدیدا هم به خاطر وجود خود نفت و معادن فلزات و کانی های گرانبهای مختلف. مسئله تروریسم و مواد مخدر و سرایت این ها به کشورهای دیگه از افغانستان هم جدی هست. بالای ۸۰ ٪ تریاک و هرویین جهان در افغانستان تولید میشه. تجارت بسیار پرسودی داره.

 

علاوه بر این ها، برای ایران، به خاطر همسایگی و مرز مشترک طولانی، نزدیکی فرهنگی و تاریخی، مبادلات تجاری، مبارزه با تجارت مواد مخدر، مهاجرت افغانستانی ها و حضورشون تو کشور، امنیت منطقه، مسائل مذهبی (اسلام، شیعه-سنی) و مسئله آب اهمیت داره.

  • ادامه مطلب
  • چهار مهارت برای این عصر

    • علی کهن مو
    • چهارشنبه ۲۰ مرداد ۰۰
    • ۲۲:۲۴

    امروزه در دنیایی زندگی می کنیم که اختراعات و اکتشافات روز به روز و با سرعت زیاد در حال افزایش است و به خصوص فضای مجازی گسترش می یابد و حجم اطلاعاتی که به ما می رسد بسیار است. سبک زندگی نیز در حال تغییر است: شیوه غذا خوردن، شکل لباس پوشیدن، نحوه رفت و آمد، راه برقراری ارتباط و حتی روش تفکر.

    در قرن جدید تحولاتی سریع در دانش و فناوری رخ میدهد و معلوم نیست چند دهه دیگر چه اطلاعات و مهارت هایی برای یک زندگی خوب نیاز باشد. مثلا چقدر از کارها را ربات ها و دستگاه های هوشمند برعهده می گیرند، چقدر از اطلاعات را به سادگی می شود در ذهن یا به هر صورت همیشه در دسترس ذخیره کرد و ... .

    سوالی که پیش می آید این است که با توجه به عدم قابلیت پیشبینی آینده، چه مهارت هایی را یاد بگیریم و در مدارس و آموزشگاه ها به کودکان مان آموزش و در وجود آنها پرورش دهیم که به احتمال زیاد در آینده به کارشان بیاید و بتوانند از آن در متن زندگی خود استفاده کنند.

    ضمن این که دلیل دیگر من برای معرفی این ها احساس کمبودی بود که خودم طی دوران مدرسه و دانشگاه از این بابت داشتم و فکر می کنم تقویت این مهارت ها برای زندگی بهتر و موفق تر مفید است.

    چهار مهارت مفید برای این عصر عبارتند از:

    تفکر انتقادی

    خلاقیت

    کار گروهی

    ارتباط موثر

    این قضیه در بحث تعلیم و تربیت جایگاه مهمی دارد؛ یعنی هم پرورش فرزند در خانه، هم در آموزش و پرورش و حتی در آموزش عالی و ... . و من بر این نظرم که با این که مهارت های لازم منحصر به همین چند تا نیست، اما این چهار تا بسیار اهمیت دارند.

    تفکر انتقادی:

    Critical thinking

    تفکر انتقادی یعنی سعی کنیم با استفاده از قوه عقل خود، حرف درست و حسابی را از حرف بیهوده و تبلیغ صرف و شایعه تشخیص بدهیم یا حداقل مشکوک باشیم و تحقیق کنیم. مثلا برای اخبار و ادعاهایی که در فضای مجازی منتشر می شود، چطور ما متوجه بشویم اطلاعاتی که به دست ما می رسد درست است؟ راست است؟ چه انگیزه هایی، چه تبلیغاتی، چه جناح هایی، چه سودجویانی ممکن است پشت یک نمایش عجیب و جذاب باشند؟ و اگر این ادعا درست است، آیا کل واقعیت است یا فقط تکه ای از آن؟ بقیه ماجرا چیست؟ مثل آن سخنرانی هایی که تقطیع میکنند و فقط یک قسمت را پخش می کنند.

    شخصی که دارای تفکر انتقادی است دنبال این می رود که بداند اخبار یا گزاره هایی که به او رسیده منبعش کجاست، چه شواهد و مدارکی دارد، و چه استدلالی پشت آن است. هر شایعه و هر ادعایی را نمی پذیرد؛ در زمینه های مختلف مثل سلامت، دین، سیاست، سبک زندگی و ... و به ویژه در مسائل حیاتی زندگی خود که می داند خیلی مهم اند. چنین فردی ابتدا مطلبی که به او رسیده را بررسی می کند و وقتی تأیید شد در زندگی از آن استفاده می کند یا به دیگران منتقل می کند.

    البته تفکر انتقادی به مزاق همه خوش نمی آید؛ به خصوص افراد متعصب و سودجو یا جاهل که عقاید و سخنان بی پایه دارند و نمی توانند به صورت منطقی از آن دفاع کنند یا دلیل خوبی برایش ارائه دهند. مثلا اگر آداب و عادات و مذاهبی باشند که منطق کافی پشت آنها نباشد و پشتوانه عقلی نداشته باشند، فرد دارای تفکر انتقادی از آنها پیروی نمی کند و این به ضرر بعضی ها می شود.

  • ادامه مطلب
  • نظر شخصی من درباره آقای رئیسی چند روز قبل از انتخابات 1400

    • علی کهن مو
    • شنبه ۵ تیر ۰۰
    • ۱۲:۲۱

    چند روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1400 من این متن را در رشته استوری هایی در اینستاگرام خود منتشر کردم. برای ثبت در تاریخ (!) نظرات خود را درباره آقای رئیسی اینجا به یادگار می گذارم. لطفا توجه داشته باشید که این متن با لحن غیررسمی و برای فضای اینستاگرام نوشته شده است.

    آقای رئیسی از نظر شخصیتی نمره خوبی کسب میکنند. به نظر من وقار و ادب دارند. تو مناظره ها مودبانه صحبت میکردند و به رقبا با ملایمت پاسخ میدادند. به جز استثنائاتی که در اون جملاتی دور از شأن گفتند مثل این که با شماها دوقطبی راه نمی افته. ولی این در مقابل میزان طعنه ای که سایرین به هم می زدند ناچیزه.

    قاطعیت و جدیت دارند، همون طور که دوستان اشاره کرده بودند. این ویژگی رو به خصوص تو مبارزه با فساد نشون دادند. تو صحبت ها هم تاکید زیادی بر این جدیت دارند. یعنی هم به زبان هم در عمل این رو نشون دادند.

    سابقه مدیریتی و اجرایی شون متوسط رو به بالا هست. مدتی معاون دادستان بودند و بعد دادستان تهران شدند. 10 سال رئیس سازمان بازرسی کل کشور بودند. طی 10 سال بعد معاون رئیس قوه قضائیه بودند. سپس اندکی دادستان کل کشور شدند. و بعد تولیت آستان قدس رضوی رو برعهده گرفتند. این آستان خودش مجموعه ای از حرم و نهادها و دستگاه های مرتبط هست که فعالیت های اقتصادی هم داره و بنابراین مدیریتش، سابقه خوبی محسوب میشه.

    همون اوایل به دست گیری تولیت، یکی از معاونین آستان که ظاهرا فساد اقتصادی داشته از کار برکنار میشه. کارهای مثبتی در تولیت صورت میگیره مثل کاهش شرکتهای زیانده اقتصادی، ایجاد تشکیلات جدید معاونت امداد مستضعفان، معاونت علمی، مرکز امور بین الملل، مرکز امور بانوان و خانواده، ساخت زائرشهر و زائرسرا.

    ایشون در انتخابات 96 رتبه دوم آرا رو به دست آورد که برای شخصی که حضور اولش در صحنه انتخابات هست، خوبه!
    از اواخر سال 97 ریاست قوه قضائیه رو برعهده دارند. در اونجا کارهای خوبی در مبارزه با مفسدان، احیای تولیدی ها و شرکت های از کار افتاده، ارتباط مردمی و بازدیدهای میدانی صورت گرفت. که این ها به خوبی هم توسط صداوسیما پوشش داده شد.

    گفته میشه چرا این همه تبلیغ. ببینید ایشون رئیس یک قوه هست. طبیعیه که سفرهای استانی و بازدیدهاش از مراکز و کارخونه های مختلف نمایش داده بشه. همون طور که برای رئیس جمهور میشه. همون طور که برای رئیس مجلس میشه. منتها خب یک رئیس ممکنه با رایانه و از راه دور کار کنه، یکی به صورت میدانی.

    بعد خب کسی که کار خوب میکنه، چه عیبی داره تبلیغ بشه؟ اگه مشکل اینه که همه این تبلیغات شوآف رسانه ای هست و گول زدن مردم، خب چه شاهدی برای این ادعا هست؟ یه وقت هست ایشون یه ادعایی میکنه یه وعده ای میده، بعد معلوم میشه دروغ بوده، فریب بوده باید بهش اعتراض کرد. اما قبل خلف وعده که ما نمی تونیم کسی رو متهم به مردم فریبی کنیم.

    بعد این که قبلی ها وعده بی جهت دادند و عوام فریبی کردند، دلیل نمیشه ما جرم شون رو به بعدی ها منتقل کنیم. این غیرمنصفانه هست. شما از یه فرد رژیم گرفتید که ایشون با تبلیغ زیاد شما رو جذب کرده ولی بعد متوجه میشید که خیر، نه تنها کاهش وزن تون پایدار نبوده، بلکه عوارضی هم داشته. آیا من رو هم که می بینید میگید تو هم مثل اونایی. تو هم فریب کاری؟ اجازه بدید اگه چنین قضاوت پیشاپیشی کردید از شما ناراحت بشم.

    دوستان می فرمایند که بهتر بود در قوه قضائیه می موند. من با این موافقم! فکر میکنم تجربه و دانش و آشنایی با سیستم قضائی ایشون خیلی بیشتر هست. مطالبه گر خوبی هم بودند طی این مدت!

    اما پاسخی دوستان دیگه میدند و اون اینه که قوه مجریه توان بیشتری در بهبود اقتصاد کشور داره و در واقع عرصه خدمت رسانی بزرگ تری محسوب میشه و نیز پیشگیری از فساد تو قوه مجریه بهتر صورت می گیره و قوه قضائیه برای درمان و حذف مفسد هست. من با این که با این سخنان موافقم اما باز فکر میکنم جایگاه بهتر برای ایشون در قوه قضا هست. و یک شخص خوب دیگه میتونست قوه مجریه رو برعهده بگیره.

    درباره مسئول اعدام سال 67 بودن ایشون باید چند نکته رو مد نظر داشته باشیم:

    از یک سو جنایاتی که گروه های موسوم به منافقین داشتن، از قتل مردم، بمب گذاری ها در میادین شهرها، شکنجه ها، تخریب مغازه ها، تندروی ها، اقدامات تروریستی و کشتن تعدادی از سیاستمداران خوب و مقبول اکثریت مردم مثل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری، جاسوسی اونها برای عراق در زمان جنگ، حمله ناجوانمردانه مجاهدین خلق با حمایت صدام به میهن خودشون و ... .

    از سوی دیگه اما به نظر می رسه کسانی که زندانی هستند و ممکنه خیلی ها طبق حکم قبلی مشغول گذران حبس شون باشند، شاید این نحو از بازجویی و این نحو از تصمیم سریع به اعدام شون کار درستی نبوده باشه. اگه بر اساس باقی موندن بر عقائد سابق شون و پس از چند سوال و جواب در این باره براشون حکم اعدام صادر شده باشه، بدون این که لزوما قتلی یا جنایتی مرتکب شده باشند، منصفانه نیست. ممکنه افرادی که جرم شون در حد اعدام نبوده و بعضی زندانیان صرفا سیاسی هم در این بین اعدام شده باشند. مجازات باید در حد جرم باشه.

    در کل به نظر من این نقطه یک نقطه خاکستری از تاریخ جمهوری اسلامی هست و دوستان حق دارند در این زمینه معترض باشند اما مخالفم که به این خاطر آقای رئیسی جنایتکار یا قاتل شمرده بشه. چون مدارک کافی درباره جزئیات این اعدام ها، علل و جرائم اونها، و به خصوص سهم آقای رئیسی در اونها من پیدا نکردم. و فکر میکنم همون طور که کاملا درست و بی نقص دونستن این اعدام ها کم توجهی هست، جنایت قطعی دونستن و سیاه نمایی اون هم در حال حاضر افراط هست.

    بحث بسیار مهم برنامه. ظاهرا ایشون برنامه مدون و مفصلی مانند اونچه بقیه نامزدها ارائه دادند نداشتند. این قطعا نقطه ضعف محسوب میشه. البته من به صورت جزئی هم چند برنامه لا به لای صحبت هاشون دیدم اما کم بود. پس قبول دارم که خیلی از صحبت های ایشون کلی گویی هست و بهتره به صورت عملیاتی و با مشورت کارشناسان برنامه ریزی بشه. یا این که در صورت پیروزی از برنامه های سایر همفکران و همکاران شون بهره ببرند و با کمک حتی نامزدهای دیگه برنامه اداره کشور رو پی بگیرند.

    تو بعضی حوزه ها مثل روابط بین الملل و اقتصاد که برای اداره کشور بسیار مهم هستند چندان به نظر نمی رسه علم و سابقه داشته باشند. البته این برای روسای جمهور سابق هم صدق میکنه اما انتظار میره که این روند تکرار نشه. حداقل در صورت رئیس جمهور شدن، از وزرای و مشاورینی استفاده کنند که در این زمینه صاحب اطلاع و با تجربه باشند.

    درباره برجام، FATF و ... به نظر من این موضوعات رو باید در جزئیات صحبت کرد، چون در کلیات حرف ها و نقدهایی که باید گفته شده مثل این که ارتباط با دنیا بله اما با حداکثر ملل دنیا و با لحاظ منافع ملی، بدون اظهارات خودحقیربینانه. ولی اطلاع کافی ندارم که درباره جزئیات شون اظهار نظر کنم. به نظر میرسه رویکرد آقای رئیسی در جهت رفع تحریم ها باشه؛ این سخن که برجام را عملی میکنیم ولی با اقتدار خودش می تونه یه نشون باشه.

    و همون طور که قبلا در پست انتخابات عرض کردم، هماهنگی و هم جهت شدن سه قوه با هم و با سایر نهاد ها و به طور کلی با نظام می تونه یه فرصت باشه که جناح انقلابی خودشون رو نشون بدند. که چقدر این حرف هایی که این چند سال می زدند واقعیت داشته و توان تحقق اون را دارند. این که وقتی از مطالبه گر به مقام پاسخگو برسند، چقدر میتونند به وعده هاشون عمل کنند. البته فرصتی که اگه از دست بره، خدا میدونه چه اتفاقی بیفته.

    من به رای دعوت تون نمیکنم. فقط این رو به عنوان برادر کوچک تون عرض میکنم که اگه رای میدید کار خوبی میکنید چون در سرنوشت سیاسی خودتون سهیم میشید. اگه رای نمیدید هم نظرتون محترمه فقط لطفا این تصمیم تون هم هدفمند باشه و کلا سود و زیان احتمالی ش رو در نظر بگیرید. این که با عدم مشارکت چه اتفاقی می افته. آیا نظام متوجه میشه که اکثریت مردم پشتش نیستند و سعی میکنه تغییر رویه بده؟ یا هر توجیه دیگه؟ هر چی خود صلاح میدونید. ما همه ایرانی هستیم، با تمام اختلاف نظرهایی که داریم و باید برای بهبود کشورمون با هم از این صحبت ها داشته باشیم.

    مخارج نظامی کشورها

    • علی کهن مو
    • سه شنبه ۴ خرداد ۰۰
    • ۲۳:۱۱

    موسسه بین المللی مطالعات صلح استکهلم از بیش از نیم قرن پیش تا کنون در زمینه جنگ، تسلیحات و وضع نظامی کشورها پژوهش و فعالیت میکند.

    این موسسه به صورت منظم اطلاعات مربوط را جمع آوری می کند و هر سال سالنامه ای از وضع نظامی کشورها منتشر میکند که بین محققان، سیاست مداران و خبرنگاران اعتبار بالایی دارد.

     


    با توجه به این که میزان مخارج نظامی نسبت به اقتصاد کشور برای مردم ما و جهان اهمیت دارد، در این باره آمارها و نقشه هایی برای شما عزیزان آوردم. همان طور که در اسلایدهای ذیل مطلب می بینید، ایران جایگاه متوسطی دارد.

    هر کشور بسته به تهدیدهایی که با آن مواجه هست و منطقه ای که در آن قرار دارد، و البته سیاست ها و اهداف کلانش، سهم خاصی از منابع خود را خرج امور نظامی مثل تسلیحات و آموزش میکند.

    کشور ما در منطقه ای قرار دارد که سال هاست درگیر جنگ و مناقشه است و احتمالا در آینده نزدیک هم ادامه داشته باشد، کشورهای این منطقه مخارج بسیاری برای امور نظامی میکنند؛ مثلا میزان بالایی سلاح خریداری میکنند.

  • ادامه مطلب
  • حادثه تروریستی در کابل

    • علی کهن مو
    • يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۰۰
    • ۱۰:۵۵

    حادثه تروریستی مکتب سیدالشهدای کابل یکی از چندین اقدامات خونین تروریست ها در پایتخت افغانستان است. گرچه شاید این مورد دردناک تر و رسانه ای تر بود. عمده کشته شدگان ۱.غیرنظامی ۲.دانش آموز ۳.دختر بودند.


    این چند سال در مدرسه، مسجد، ورزشگاه و سایر مجتمع های فرهنگی با انفجار و کشتار سعی کرده اند به اهداف خاصی برسند که تعیین دقیق آن (حداقل در نظر یک فرد معمولی مثل بنده) دشوار است.

     


    دقت کنیم بعضی حملات تروریستی بر مراکزی تمرکز دارد که به مردم افغانستان «رشد» میدهد؛ مثل مدرسه، مجتمع فرهنگی و مسجد و به خصوص به قشر دانش آموز و دانشجو که دنبال علم و پیشرفت خود و کشورشان اند، و نیز به دختران که سال هاست در افغانستان شرایط دشواری دارند.


    این که بیشتر، مراکز فرهنگی-علمی و غیرنظامیان را هدف می گیرند، و گاه سنین پایین را، باید حواس ما را به این منعطف کند که هیچ توجیه مذهبی، سیاسی، نژادی و ... برای این اعمال ناجوانمردانه، قابل پذیرش نیست.


    برای مثال اگر از حکومت ناراضی اند، چرا کسانی را می کشند که تقریبا هیچ دخلی به حکومت ندارند؟ اگر داعیه دین دارند چرا به سنین پایین (که از لحاظ دین به تکلیف نرسیده اند) هم رحم نمی کنند؟


    البته یک کارکرد تروریسم این است که با ایجاد رعب و وحشت در صحنه سیاست وارد شوند و بر تصمیمات اساسی یک کشور اثر بگذارند و امتیازاتی برای گروه خود یا پشتیبانان (غالبا پنهان) خود بگیرند.


    خوب است به این صحنه های زشت و ظالمانه پیرامون خود بی تفاوت نباشیم. کافی است لحظه ای فکر کنیم اگر در محلی زندگی کنیم که هر لحظه امکان دارد بمبی زیر پایمان منفجر شود یا کسانی که دوستشان داریم آسیب ببینند، چه حسی خواهیم داشت.